رفتن به محتوا

کالبدشکافی پلی‌استیشن ۱ سونی

کنسول بازی
۰ نظر
۷۴ نفر
کد ۴۲۳۰

احتمالا یادت نمیاد، اما اولین نسل پلی‌استیشن تو سال اول عرضه‌اش فقط تو ژاپن پیدا می‌شد و بقیه دنیا برای دیدنش لحظه‌شماری می‌کردن. اون زمان گرافیک سه‌بعدی و بازی‌های جذاب این کنسول همه رو مجذوب خودش کرده بود.

امروز تو تیم آیسی‌مدار می‌خوایم یه سفر هیجان‌انگیز به گذشته داشته باشیم و دل‌وروده این کنسول افسانه‌ای رو بیرون بکشیم تا ببینیم سونی تو اون دوران چه شاهکاری خلق کرده بود. تو این کالبدشکافی قراره با هم نگاهی به معماری مادربرد، درایو نوری و منبع تغذیه بندازیم.

قبل از شروع هر کار فنی، یادت باشه که ایمنی حرف اول رو می‌زنه؛ مخصوصا وقتی با دستگاه‌های قدیمی کار می‌کنی که ممکنه قطعات داخلی‌شون حساس یا پلاستیک‌هاشون به مرور زمان شکننده شده باشن. پس ابزارها رو آماده کن تا بریم سراغ باز کردن این جعبه جادویی نوستالژیک!

ابزارهای موردنیاز

مجموعه ابزار پلی‌استیشن (اختیاری) پیچ‌گوشتی چهارسو نمره 1 اسپاجر

مرحله ۱

مرحله

بیایید یه بار دیگه مرور کنیم و ببینیم اون زمان منتظر چه سخت‌افزار قدرتمندی بودیم که اینقدر براش هیجان داشتیم:

← پردازنده مرکزی 32 بیتی MIPS R3000 با فرکانس 33.9 مگاهرتز

← پردازنده گرافیکی 32 بیتی (GPU)

← دو مگابایت حافظه رم اصلی (RAM)

← یک مگابایت حافظه ویدئویی (VRAM)

صدای استریو 16 بیتی 24 کاناله از نوع PCM

درایو نوری CD-ROM با سرعت دو برابر (2x)

یه نکته جالب: این کنسول بین خیلی‌ها به اسم PSX شناخته می‌شه، چون موقع توسعه و طراحی اسم رمزش PlayStation X بود و این اسم حتی بعد از نهایی شدن هم روی زبون‌ها موند.

مرحله ۲

مرحله

اگه از دور به نسخه ژاپنی (دستگاه سمت راست) نگاه کنی، دقیقا شبیه همون مدلیه که تو بقیه نقاط دنیا پخش شد. اما وقتی یکم دقیق‌تر می‌شیم، چند تا تفاوت ریز و جالب به چشم میاد: فضای داخلی سینی سی‌دی‌ها تقریبا یکیه، فقط یه سری تغییرات خیلی جزئی تو قالب‌گیری پلاستیکشون دیده می‌شه.

مهم‌ترین فرق ظاهری تو لوگوی روی در کنسوله. مدل ژاپنی یه هاله سبز رنگ تو نوشته‌اش داره و فضاهای خالی لوگو هم متمایل به قهوه‌ایه، در حالی که ما همیشه به اون رنگ آبی معروف پلی‌استیشن عادت داریم.

حالا این تفاوت رنگ‌ها چه معنی‌ای می‌ده؟ شاید این رنگ‌های خاص یه قدرت مخفی به دستگاه می‌دادن تا بازی‌ها رو خفن‌تر اجرا کنه! البته که شوخی می‌کنم، اینا فقط جذابیت‌های بصری و اختصاصی اون دوران برای بازارهای خاص بودن.

مرحله ۳

مرحله

وقتی کنسول رو برمی‌گردونی، پشتش پر از پورت‌های مختلفه که برای اون زمان خیلی هم متنوع و جذاب بودن. نوشته‌های روی این مدل ژاپنیه و خوندنش سخته، اما با یکم دقت و حدس می‌تونیم بفهمیم هر کدوم از این پورت‌ها قراره چه وظیفه‌ای رو انجام بدن.

مرحله ۴

مرحله

خوشبختانه یه نسخه انگلیسی هم دم دستمون داریم! پس بیا این برچسب‌ها رو رمزگشایی کنیم و ببینیم چه گزینه‌هایی برای اتصال دستگاه به تلویزیون داشتیم:

← پورت Parallel I/O: جالبه بدونی سونی هیچ‌وقت یه وسیله جانبی رسمی برای این پورت موازی تولید نکرد، اما شرکت‌های دیگه کلی ابزار تقلب و گیم‌شارک براش ساختن.

← پورت Serial I/O: از این درگاه برای وصل کردن دو تا پلی‌استیشن به هم استفاده می‌شد تا بتونی روی دو تا تلویزیون مجزا چندنفره بازی کنی، هرچند فقط بعضی از بازی‌ها از این قابلیت پشتیبانی می‌کردن.

← خروجی RCA: این پورت‌ها رایج‌ترین روش برای وصل کردن پلی‌استیشن به تلویزیون بودن که هنوز هم خیلی‌ها با کابل‌های سه رنگش خاطره دارن.

← خروجی RFU DC: از اونجایی که خیلی از تلویزیون‌های قدیمی پورت RCA نداشتن، با این خروجی و وصل کردن یه مودولاتور می‌تونستی تصویر و صدا رو به سیگنال RF تبدیل کنی تا تلویزیون تصویر رو نشون بده.

خروجی S-Video: این پورت فقط روی مدل‌های اولیه ژاپنی یعنی SCPH-1000 وجود داشت. خیلی‌ها معتقدن این پورت تصویر بسیار شفاف‌تری نسبت به بقیه خروجی‌ها بهت می‌ده.

خروجی AV Multi Out: این درگاه اختصاصی سونی برای خروجی صدا و تصویر بود. کم‌کم با پیشرفت کابل‌ها، این پورت جای همه خروجی‌های دیگه رو روی نسخه‌های بعدی گرفت.

← ورودی برق AC In: پلی‌استیشن از کابل‌های استاندارد C7 یا C8 استفاده می‌کرد و سونی همین طراحی رو تا سال‌ها برای کنسول‌های بعدیش هم نگه داشت.

مرحله ۵

مرحله

وقتی این دستگاه رو کنار نسخه بازسازی شده‌اش یعنی PlayStation Classic می‌ذاریم، می‌بینیم که کنسول اصلی واقعا شبیه یه غول به نظر می‌رسه.

نسخه کلاسیک خیلی خوب تونسته طراحی نوستالژیک رو تو یه جعبه کوچیک و جمع‌وجور پیاده کنه. از دریچه‌های هوای کناری گرفته تا شیار مموری کارت‌ها، همه چی با دقت شبیه‌سازی شده.

اما یه چیزی که اصلا نمی‌شه ازش گذشت، در سی‌دی هست که تو مدل مینی باز نمی‌شه! سونی دکمه باز کردن رو گذاشته ولی کار نمی‌کنه، و این برای ما که عاشق دیدن داخل دستگاه‌ها هستیم یکم ناامیدکننده‌ست.

خب، به اندازه کافی خاطره‌بازی کردیم. هدف ما اینجا کالبدشکافی و دیدن قطعات داخلیه، پس بریم سراغ باز کردن دستگاه اصلی!

مرحله ۶

مرحله

اول از همه، چطور باید بریم داخل این دستگاه؟ به نظر می‌رسه سونی کارمون رو راحت کرده و برای پیدا کردن پیچ‌ها نیازی نیست زیاد بگردیم.

جالبه بدونی کنار هر پیچی که دو نیمه قاب رو به هم وصل کرده، یه فلش کوچیک کشیده شده تا دقیقا بهت نشون بده کدوم پیچ‌ها رو باید باز کنی.

بعد از باز کردن کلی دستگاه پیچیده و بدقلق، دیدن این فلش‌های راهنما واقعا حس خوبی می‌ده. البته بماند که داخلش پر از گرد و خاکه چون با یه دستگاه خیلی قدیمی طرفیم!

برای باز کردن این پیچ‌ها نیازی به ابزارهای خیلی عجیب و غریب نداریم، ولی باز هم مجموعه ابزارمون رو کنار دستمون نگه می‌داریم تا کار تمیز و اصولی پیش بره.

مرحله ۷

مرحله

قاب بالایی کنسول رو با احتیاط برمی‌داریم. شاید منتظر باشی یه چیز شگفت‌انگیز ببینی، اما خبری از اتفاقات عجیب نیست! با اینکه هیچ سوپرایز جادویی‌ای این تو منتظرمون نبود، ولی طراحی و چیدمان قطعات داخلیش هنوز هم بعد از این همه سال تماشاییه. تو همون مرحله اول، برای اینکه موقع کار دچار برق‌گرفتگی نشیم، باید منبع تغذیه رو خیلی بااحتیاط جدا کنیم و کنار بذاریم.

این منبع تغذیه داخلی حسابی بزرگه و تقریبا 20 درصد از فضای داخل کنسول رو اشغال کرده. با وجود این اندازه، سونی خیلی هوشمندانه تونسته تو این فضای محدود جاش بده.

یه نکته جالب در مورد سخت‌افزارهای دهه نود اینه که مثل پردازنده‌های امروزی داغ نمی‌کردن. به همین خاطر، سونی تونسته منبع تغذیه، درایو نوری و مادربرد رو بدون نیاز به هیچ فن خنک‌کننده‌ای به صورت کاملا بی‌صدا کنار هم قرار بده.

مرحله ۸

مرحله

حالا تو قدم بعدی، مجموعه پورت‌های دسته بازی و شیارهای مموری کارت رو که به صورت یکپارچه به هم وصل هستن، بیرون میاریم.

این شیارها از کارت‌حافظه‌های چند گیگابایتی امروزی پشتیبانی نمی‌کنن، اما همون مموری کارت 1 مگابایتی پلی‌استیشن به 15 بلاک تقسیم می‌شد که برای ذخیره بازی‌های مختلف تو اون دوران کاملا جواب می‌داد و دیگه لازم نبود نگران تموم شدن باتری کارتریج‌های قدیمی باشی.

مجموعه موتور و لنز لیزر روی سه پایه قرار گرفته که با واشرهای لاستیکی محکم شدن. این طراحی هوشمندانه باعث می‌شه سیستم نوری بتونه یکم حرکت کنه و لرزش‌های دیسک موقع چرخیدن به خوبی دفع بشن.

بعضی از علاقه‌مندان به موسیقی معتقدن که مدل‌های اولیه این کنسول که پورت RCA داشتن، کیفیت صدای بی‌نظیری موقع پخش سی‌دی‌های صوتی ارائه می‌دادن؛ موضوعی که هنوز هم بین گیمرها بحث‌برانگیزه.

و یه قانون طلایی که احتمالا از بچگی بهمون گفتن: هیچ‌وقت دستت رو به لنز نزن!

مرحله ۹

مرحله

حالا که بقیه قطعات رو جدا کردیم، باید شیلد فلزی بزرگی که روی مادربرد قرار گرفته رو برداریم تا به بخش اصلی داستان برسیم. خیلی با دقت و مثل یه باستان‌شناس که داره یه شیء عتیقه رو پیدا می‌کنه، این شیلد رو بلند می‌کنیم.

خوشبختانه همه‌چیز به آرومی و بدون دردسر جدا می‌شه. حالا وقتشه که نگاهی به این گنجینه‌ی سخت‌افزاری بندازیم و ببینیم چه چیپ‌هایی روی این برد سوار شدن.

مرحله ۱۰

مرحله

با همون نگاه اول متوجه می‌شی که با چه برد پرباری روبه‌رو هستیم. این مادربرد پر از تراشه‌های جورواجوره:

← پردازنده مرکزی Sony CXD8530BQ CPU (طراحی شده توسط MIPS)

← پردازنده گرافیکی Sony CXD8514Q GPU (طراحی شده توسط Toshiba)

← حافظه رم Samsung KM48V514BJ-6 (چهار ماژول 512 کیلوبایتی از نوع DRAM)

← حافظه رام Sony M534032C-02 ROM

حافظه ویدئویی Samsung KM4216V256G-60 (دو ماژول 512 کیلوبایتی از نوع VRAM)

پردازنده صدای Sony CXD2922Q SPU

← تراشه دیکودر سی‌دی Sony CXD1199BQ

مرحله ۱۱

مرحله

تعداد تراشه‌ها اونقدر زیاده که تو یه لیست جا نمی‌شدن، پس بریم سراغ معرفی بقیه آیسی‌های روی برد:

← پردازنده سیگنال دیجیتال سی‌دی Sony CXD2516Q

← حافظه رم صدا Samsung KM416V256ALLT-8

← مبدل دیجیتال به آنالوگ (DAC) مدل Sony CXD2923AR

← کودر ویدئویی Sony CXA1645M

مرحله ۱۲

مرحله

صبر کن، هنوز تموم نشده! وقتی مادربرد رو برعکس می‌کنی، چند تا چیپ مهم دیگه هم پشتش پنهان شدن.

← کنترلر سی‌دی Sony E35D 424660 185 BRSAC9505A

← تراشه Hitachi HM62W256LFP-7T CMOS SRAM

← درایور چهار کاناله Rohm BA6398FP

← آمپلی‌فایر پردازش سیگنال RF مدل Sony A1782BR

آیسی منبع تغذیه Toshiba TA78M05F

واقعا شگفت‌انگیزه که کنسول‌های بازی تو این ربع قرن چقدر پیشرفت کردن. کنسول‌های امروزی هزاران بار رم و قدرت پردازشی بیشتری نسبت به این دستگاه باستانی دارن، ولی هنوز هم معماری و مهندسی این پلی‌استیشن برامون جذابه.

مرحله ۱۳

مرحله

و تمام! همونطور که دیدی قطعات خیلی پیچیده و زیادی داخل این پلی‌استیشن وجود نداشت. این نشون‌دهنده مهندسی تمیز و اصولی سونیه؛ یا شاید هم اون زمان تکنولوژی خیلی ساده‌تر بود.

شاید یادت نیاد که سونی قبل از این دستگاه تو بازار کنسول‌ها حضور نداشت، اما با همون تلاش اول تونستن پایه‌های یه امپراتوری بزرگ رو بنا کنن.

این معماری سخت‌افزاری عالی در کنار بازی‌های بی‌نظیر، باعث شد تا پلی‌استیشن همیشه یکی از بهترین‌های تاریخ بمونه و هنوز هم تو قلب خیلی از ما رتبه اول رو داره.

خب، به پایان این کالبدشکافی ویژه رسیدیم. اگه از این سفر نوستالژیک لذت بردی، حتما لینک این مقاله از آیسی‌مدار رو برای دوستات هم بفرست تا اونا هم تجدید خاطره کنن. حالا بریم سراغ امتیازدهی به این دستگاه خوش‌ساخت.

مرحله ۱۴

جمع‌بندی و امتیاز تعمیرپذیری

تیم آیسی‌مدار بعد از بررسی تمام قطعات، به پلی‌استیشن 1 سونی (مدل SCPH-1000) امتیاز تعمیرپذیری 8 از 10 رو می‌ده (عدد 10 یعنی راحت‌ترین حالت برای تعمیر):

← کنسول از قطعات کمی تشکیل شده و باز کردن و تعویض هر کدومشون خیلی سرراست و راحته.

← برای باز کردن کل دستگاه فقط به یه پیچ‌گوشتی چهارسو و یه اسپاجر نیاز داری.

← درایو نوری یکی از راحت‌ترین قطعات برای تعویضه؛ این خبر خیلی خوبیه چون لنز این دستگاه‌ها به مرور زمان دچار مشکل می‌شد.

← به خاطر قدمت بالای این دستگاه، اطلاعات و نقشه‌های تعمیراتی خیلی خوبی براش تو اینترنت پیدا می‌شه.

← تنها نقطه ضعفش اینه که تمام پورت‌های ورودی و خروجی پشت دستگاه، مستقیما روی مادربرد لحیم شدن و برای تعویضشون نیاز به مهارت لحیم‌کاری داری.

این آموزش با استانداردهای اختصاصی آیسی‌مدار بازنویسی و بهینه‌سازی شده و تمامی حقوق انتشار آن متعلق به این مجموعه است و در صورت کپی یا بازنشر پیگرد قانونی خواهد داشت.

آموزش‌های مشابه

گفتگو‌های کاربران

هنوز نظری ثبت نشده؛ تو شروع کن!