کالبدشکافی پلیاستیشن ۱؛ سفر به دل تاریخچه گیمینگ سونی
پلیاستیشن 1، یا همون کنسول خاکستری محبوبی که بچگی خیلی از ما رو ساخت، اولین قدم سونی برای ورود به دنیای بازیهای ویدیویی بود. این دستگاه انقلابی با گرافیک سهبعدی و بازیهای مبتنی بر سیدی، استانداردهای جدیدی رو تعریف کرد و صنعت گیم رو برای همیشه تغییر داد.
تیم آیسیمدار تصمیم گرفته به مناسبت یادآوری اون روزهای جذاب، یه سفر به گذشته داشته باشه و این فسیل دوستداشتنی رو کالبدشکافی کنه. برامون خیلی جالب بود که ببینیم سونی تو دهه 90 میلادی چطور یه منبع تغذیه بزرگ و کلی تراشه سیلیکونی رو توی یه جعبه پلاستیکی بدون فن جا داده و اون رو تبدیل به یه شاهکار بیصدا کرده.
فقط یه نکته ایمنی مهم! با اینکه این کنسول قدیمیه، اما منبع تغذیهاش مستقیما داخل بدنه قرار داره. پس اگه خواستی بازش کنی، حتما قبلش کابل برق رو بکش و موقع برداشتن قاب، مراقب باش به خازنهای پاور دست نزنی تا خطر برقگرفتگی تهدیدت نکنه. پیچگوشتیهات رو بردار تا بریم تو دل تاریخ!
ابزارهای موردنیاز
مجموعه ابزار تعمیر پلیاستیشن (اختیاری) پیچگوشتی چهارسو Phillips #1 اسپاجر
مرحله
شاید خیلی از گیمرهای امروزی یادشون نیاد، اما پلیاستیشن 1 تو سال اول فقط تو بازار ژاپن عرضه شد و بقیه دنیا با هیجان منتظر ورودش بودن. بیا یه مرور سریع روی مشخصات هیولای اون زمان داشته باشیم:
← پردازنده مرکزی 32 بیتی MIPS R3000 با فرکانس 33.9 مگاهرتز.
← پردازنده گرافیکی (GPU) 32 بیتی.
← فقط 2 مگابایت حافظه رم (RAM).
← یک مگابایت حافظه ویدیویی (VRAM).
پردازشگر صدای استریو 16 بیتی با پشتیبانی از 24 کانال PCM.
درایو نوری CD-ROM با سرعت 2x.
یه نکته جالب: به این کنسول معمولا PSX هم میگفتن، چون "PlayStation X" اسم رمز سونی تو دوران ساختش بود. این اسم حتی بعد از حذف رسمی حرف X هم سر زبونها موند.
مرحله
از دور که به این مدل ژاپنی (کنسول سمت راستی) نگاه میکنی، دقیقا شبیه همون مدلهاییه که تو بچگی تو بازارهای جهانی دیدیم. اما وقتی دقیقتر میشیم، چند تا تفاوت ریز پیدا میکنیم. طراحی داخل سینی درایو نوری تقریبا یکیه، فقط چند تا اختلاف جزئی تو قالبگیری پلاستیک دیده میشه.
مهمترین فرق ظاهری تو لوگوی پلیاستیشن روی در کنسوله. مدل ژاپنی یه ترکیب رنگ سبز و قهوهای خاص تو پسزمینه لوگو داره که با اون آبی کلاسیک پلیاستیشن که همیشه دیدیم فرق میکنه.
حالا این تفاوت رنگ به چه دردی میخوره؟ راستش فقط جنبه ظاهری داره! ولی شاید حس کنی تو بازی گرن توریسمو چند اسب بخار به ماشینت اضافه میکنه یا باعث میشه تو تونی هاوک حرکات نمایشی خفنتری بزنی!
مرحله
حالا کنسول رو برمیگردونیم تا نگاهی به پشتش بندازیم. اینجا پر از پورتهای مختلفه و اصلا شبیه طراحیهای مینیمال امروزی نیست. با اینکه برچسبها به زبان ژاپنی نوشته شدن، اما از روی ظاهرشون راحت میشه حدس زد هر کدوم چه کاربریای دارن.
مرحله
خوشبختانه ما یه نسخه انگلیسی هم داریم! بریم این برچسبها رو رمزگشایی کنیم و ببینیم سونی چه گزینههای اتصالی برامون گذاشته بوده:
← پورت موازی (Parallel I/O): خیلی جالبه بدونی سونی هیچوقت محصول رسمی برای این پورت تولید نکرد، اما شرکتهای دیگه ابزارهای تقلب (Cheat Devices) زیادی براش ساختن که بین گیمرها خیلی هم محبوب شد.
← پورت سریال (Serial I/O): از این پورت برای وصل کردن دو تا پلیاستیشن به هم استفاده میشد تا روی دو تا تلویزیون مجزا چندنفره بازی کنن. البته فقط بعضی از بازیها ازش پشتیبانی میکردن.
← خروجی RCA: این پورتها یه روش کاملا استاندارد بودن تا بتونی بدون نیاز به کابلهای خاص و انحصاری، کنسول رو به تلویزیون وصل کنی.
← خروجی RFU DC: از اونجایی که خیلی از تلویزیونهای قدیمی پورت RCA نداشتن، از این پورت برای اتصال به مودولاتور RF استفاده میشد تا تصویر و صدا رو به سیگنال آنتن تبدیل کنه.
خروجی S-Video: این پورت کمیاب فقط تو مدلهای اولیه ژاپنی (SCPH-1000) وجود داشت. خیلیا معتقدن که پورت اختصاصی S-Video کیفیت تصویر بهتری نسبت به بقیه خروجیها میداد.
پورت AV Multi Out: این درگاه انحصاری خود سونی برای انتقال صدا و تصویر بود. با گذشت زمان و تولید کابلهای تبدیل برای این پورت، بقیه خروجیها تو مدلهای بعدی کنسول کمکم حذف شدن.
← ورودی برق (AC In): پلیاستیشن از یه کابل استاندارد C7/C8 برای تغذیه استفاده میکنه که سونی این رویه رو تا سالها تو کنسولهای نسل بعدیش هم حفظ کرد.
مرحله
وقتی این کنسول رو کنار نسخه نوستالژیک جدیدترش یعنی "پلیاستیشن کلاسیک" میذاریم، میفهمیم نسخه اصلی چقدر غولپیکر بوده. البته سونی تو ساخت نسخه کلاسیک سعی کرده تمام جزئیات دوستداشتنی طراحی اصلی رو تو یه جعبه کوچیک خاکستری جا بده. از دریچههای تهویه کناری گرفته تا شیارهای کارت حافظه، همه چی با دقت شبیهسازی شده.
اما یه چیزی که اصلا نمیشه ازش گذشت، درایو CD غیرقابل باز شدن تو نسخه کلاسیکه. سونی دکمه Open رو گذاشته اما در واقعیت این دکمه هیچی رو باز نمیکنه! شاید همین طراحیهای دکوری باعث شد فروش نسخه کلاسیک خیلی بالا نره.
بگذریم... ما اینجا برای کالبدشکافی جمع شدیم! پس بریم سراغ باز کردن قاب این پیرمرد جذاب.
مرحله
اول از همه باید ببینیم چطور میشه رفت داخل این کنسول. اگر دقت کنی، زیر بدنه یه سری فلش کوچیک حک شده که دقیقا جای پیچها رو نشون میده.
در واقع هر پیچی که دو نیمه قاب رو به هم متصل میکنه، با یه فلش راهنما مشخص شده تا کار باز کردنش برای تعمیرکار راحتتر بشه.
بعد از سر و کله زدن با دستگاههای امروزی که پر از چسب و گیرههای مخفی هستن، دیدن این فلشهای راهنما یه نفس راحت برای ماست. البته که داخل دستگاه پر از گرد و خاکه، ولی به هر حال طراحیش بهشدت تعمیرپذیره.
خبر خوب اینه که برای باز کردن این دستگاه اصلا به ابزارهای پیچیده نیازی نداریم. فقط با یه پیچگوشتی چهارسو میتونیم کل مسیر رو پیش بریم.
مرحله
قاب رویی این کنسول کنجکاوبرانگیز رو برمیداریم. البته خبری از آیتمهای مخفی بازیها توش نیست، ولی قطعات مهندسی جالبی منتظرمون هستن. اولین چیزی که تو ذوق میزنه حجم زیاد گرد و خاکه. بریم ببینیم زیر این لایه خاکستری چه خبره. اول از همه بریم سراغ منبع تغذیه تا قبل از اینکه برق بگیرتمون، این قطعه پرخطر رو با احتیاط از برد جدا کنیم.
نکته جالب اینه که منبع تغذیه داخلی حدود 20 درصد از فضای کل کنسول رو اشغال کرده. با وجود ابعاد نسبتا کوچیک پلیاستیشن نسبت به کنسولهای مدرن، سونی تونسته این بلوک بزرگ رو خیلی تمیز داخل قاب جا بده.
تراشههای دهه نودی به اندازه سختافزارهای امروزی داغ نمیکردن، اما بازم جا دادن یه پاور داخلی، یه درایو نوری کامل و مادربرد بزرگ تو یه محفظه کاملا بدون فن (Fanless)، شاهکار مهندسی اون زمان رو ثابت میکنه.
مرحله
حالا نوبت به پورتهای کنترلر و شیارهای مموری کارت میرسه که همگی به صورت یه ماژول یکپارچه از روی شاسی جدا میشن.
این درگاهها مموری کارتهای 512 گیگابایتی امروزی رو نمیخونن! مموری کارتهای 1 مگابایتی پلیاستیشن به 15 بلوک جداگانه تقسیم میشدن تا بتونی سیو چند تا بازی رو روشون نگه داری. این کار خیلی بهتر از یادداشت کردن پسوردهای طولانی یا ترس از تموم شدن باتری کارتریج بازیها بود.
مجموعه موتور و لنز درایو نوری روی سه تا پایه پلاستیکی که با واشرهای لاستیکی محافظت میشن سوار شده. این لاستیکها لرزش چرخش سریع دیسک رو میگیرن و اجازه میدن کل مکانیسم کمی آزادی حرکت داشته باشه تا دیسک خط نیفته.
خیلی از آدیوفایلها (عاشقان موسیقی) معتقدن که مدلهای اولیه که خروجی RCA داشتن، کیفیت صدای بینظیری موقع پخش سیدیهای صوتی ارائه میدادن، البته این موضوع همیشه بین طرفداران جای بحث داشته.
یه قانون نانوشته که همیشه باید یادت باشه: هیچوقت، تحت هیچ شرایطی به عدسی لنز دست نزن!
مرحله
حالا که اطراف برد خلوت شده، شیلد فلزی غولپیکری که روی مادربرد کشیده شده رو بلند میکنیم تا بالاخره به ستاره اصلی این نمایش برسیم. با دقت این قطعه باستانی پر از خاک رو از جاش بیرون میاریم، مراقبیم که آسیبی به پایهها و قطعات حساس زیرش نرسه. خوشبختانه هیچ گیره یا تله عجیبی جلوی راهمون رو نگرفته؛ همه چیز آزاده تا این گنجینه سیلیکونی رو بررسی کنیم.
مرحله
با یه نگاه سریع میشه فهمید که به معدن طلا زدیم! روی این برد تا دلت بخواد آیسی و پردازندههای مختلف چیده شده:
← پردازنده مرکزی سونی CXD8530BQ (که با معماری شرکت MIPS طراحی شده).
← پردازنده گرافیکی سونی CXD8514Q (با طراحی شرکت توشیبا).
← چهار عدد تراشه رم 512 کیلوبایتی DRAM سامسونگ مدل KM48V514BJ-6.
← تراشه ROM سونی با شماره M534032C-02.
دو عدد تراشه حافظه ویدیویی 512 کیلوبایتی سامسونگ مدل KM4216V256G-60.
پردازشگر صدای سونی (SPU) مدل CXD2922Q.
← تراشه دیکودر درایو سیدی سونی مدل CXD1199BQ.
مرحله
تعداد تراشهها اونقدر زیاده که تو یه لیست جا نمیشد! بریم بقیه قطعات این سمت برد رو هم ببینیم:
← پردازشگر سیگنال دیجیتال درایو سیدی سونی مدل CXD2516Q.
← تراشه رم صوتی سامسونگ مدل KM416V256ALLT-8.
← مبدل دیجیتال به آنالوگ (DAC) سونی مدل CXD2923AR.
← تراشه انکودر ویدیویی سونی مدل CXA1645M.
مرحله
صبر کن، هنوز تموم نشده! مادربرد رو که برگردونیم، باز هم چند تا تراشه مهم دیگه این پشت مخفی شدن:
← کنترلر موتور سیدی سونی E35D.
← تراشه حافظه CMOS SRAM شرکت هیتاچی مدل HM62W256LFP-7T.
← درایور 4 کاناله BTL مدل BA6398FP ساخت برند Rohm.
← آمپلیفایر پردازش سیگنال RF سونی مدل A1782BR.
آیسی منبع تغذیه توشیبا مدل TA78M05F.
واقعا شگفتانگیزه که کنسولهای بازی تو این 25 سال چقدر پیشرفت کردن. پلیاستیشن 4 تقریبا 50 برابر قدرت پردازشی بیشتر و 4000 برابر رم بیشتری نسبت به این فسیل باستانی داره. تازه بماند که کنسولهای مدرن امروزی چقدر از اون هم جلوتر رفتن!
مرحله
و تمام! قطعات داخلی پلیاستیشن 1 خیلی ساده و کمتعدادن، که هم نشوندهنده مهندسی بینظیر سونیه و هم یادآوری میکنه تکنولوژی اون موقع چقدر بیدردسرتر بود.
این روزها تصور دنیای گیم بدون سونی سخته. با دیدن معماری این کنسول بهراحتی میفهمیم که چرا همون اولین تلاش سونی برای ساخت سختافزار بازی، به یه موفقیت تاریخی تبدیل شد.
این مهندسی عالی در کنار بازیهای فراموشنشدنی باعث شد پلیاستیشن همیشه تو لیست بهترین کنسولهای تاریخ جا داشته باشه و برای خیلی از ما، رتبه اول خاطرات بچگی رو تسخیر کنه. حالا که این سفر تو زمان تموم شده، وقتشه امتیاز تعمیرپذیری این نوستالژی رو بدیم و دستگاه رو دوباره ببندیم.
جمعبندی نهایی
پلیاستیشن 1 مدل SCPH-1000 امتیاز فوقالعاده 8 از 10 رو تو مقیاس تعمیرپذیری میگیره (امتیاز 10 یعنی راحتترین حالت تعمیر):
← کنسول از تعداد کمی قطعه تشکیل شده و باز کردن و تعویض هر کدومشون خیلی ساده و سرراسته.
← برای باز کردن کل دستگاه فقط به یه پیچگوشتی چهارسو و یه اسپاجر نیاز داری، خبری از ابزارهای عجیب و غریب نیست.
← درایو نوری که معمولا بیشترین خرابی رو تو این کنسولها داشت، یکی از راحتترین قطعات برای تعویضه.
← به خاطر قدمت بالای این دستگاه، اطلاعات و نقشههای تعمیراتیش تو اینترنت پره، هرچند که سونی احتمالا از این موضوع اصلا خوشحال نیست.
← تنها نقطه ضعف اینه که تمام پورتهای خروجی پشت کنسول، مستقیما روی مادربرد لحیم شدن که تعویضشون نیاز به مهارت لحیمکاری داره. امیدوارم از این سفر به گذشته لذت برده باشی! حتما تو بخش کامنتهای آیسیمدار برامون بنویس که با کدوم بازی این کنسول بیشترین خاطره رو داری.
این آموزش با استانداردهای اختصاصی آیسیمدار بازنویسی و بهینهسازی شده و تمامی حقوق انتشار آن متعلق به این مجموعه است و در صورت کپی یا بازنشر پیگرد قانونی خواهد داشت.
کالبدشکافیهای مشابه
فقط برای ویژهها
با اشتراک ویژه، نامحدود و بدون هزینه اضافی، هر تعداد فایل که نیاز داری رو دانلود کن!
فعالسازی اشتراک







































گفتگوهای کاربران
هنوز نظری ثبت نشده؛ تو شروع کن!
هنوز نظری ثبت نشده؛ تو شروع کن!