اسکیتبرد تکچرخ (وانویل) حرفهای با درایور VESC
وسایل نقلیه الکتریکی شخصی این روزها حسابی طرفدار پیدا کردن، اما نسخههای تجاری و آماده همیشه محدودیتهای خودشون رو دارن. وانویلها (Onewheel) یکی از جذابترین گزینهها برای سواری در شهر و آفرود هستن که حس بینظیری از تعادل و سرعت رو بهت میدن و سواری باهاشون شبیه هیچ وسیله دیگهای نیست.
توی این پروژه از تیم آیسیمدار، میخواهیم یک وانویل کاملا سفارشی و قدرتمند با پلتفرم متنباز VESC بسازیم. این یعنی خودمون باتری رو پک میکنیم، قطعات بدنه رو پرینت سهبعدی میگیریم و درایور رو دقیقا همونطوری که دوست داریم برنامهریزی میکنیم تا به بالاترین گشتاور و برد ممکن برسیم.
این آموزش یک راهنمای کامل برای ساخت یک هیولای تکچرخه. قراره با هم از صفر تا صد کار، از نقطهجوش باتریها تا تنظیمات نرمافزاری رو پیش ببریم. پس دستگاه نقطهجوش و پرینتر سهبعدی رو آماده کن تا بریم سراغ ساخت این دستگاه هیجانانگیز!
طراحی چیدمان و ظرفیت پک باتری
اول از همه باید تکلیف باتری و ظرفیتش رو تو این پروژه VESC روشن کنیم. توی این سیستمها، باتریها با دو حرف S (تعداد سلولهای سری) و P (تعداد سلولهای موازی) معرفی میشن. مثلا ما اینجا یک پک 32S2P میسازیم؛ یعنی 32 تا سلول سری و 2 تا سلول موازی.
هرچی سلولهای سری بیشتر بشن، سرعت و ولتاژ نهایی بالاتر میره و هرچی موازیها بیشتر باشن، برد و ظرفیت باتری افزایش پیدا میکنه. درایورهای فعلی معمولا نهایتا تا 32 سلول سری رو پشتیبانی میکنن و پروژههای استاندارد بین 18 تا 32 سلول سری دارن.
حالا برای جا دادن این غول انرژی تو شاسی وانویل، باید پک رو دوتیکه کنیم چون محفظه پشتی نهایتا 18 جفت سلول رو جا میده. پس ما 18 جفت رو عقب و 14 جفت بقیه رو تو محفظه جلویی میذاریم. این دوتیکه شدن مشکلی ایجاد نمیکنه، فقط کابلکشی رو یکم حساستر میکنه.
اگر خواستی باتری کوچیکتری مثل 28S بسازی، باز هم 18 تا عقب میره و 10 تا جلو. این آموزش طوری نوشته شده که برای هر ظرفیتی جواب میده. وقتی چیدمان قطعی شد، میتونیم بریم سراغ پرینت محفظهها تا ببینیم همهچیز خوب جا میشه یا نه.
ساعتها پرینت سهبعدی برای ساخت قطعات بدنه
برای کاهش هزینهها و شخصیسازی بیشتر، خیلی از قطعات مثل باکسهای الکترونیک، پدالها و حتی روکشهای روی پدال رو خودمون سهبعدی پرینت میگیریم. فایلهای استاندارد و رایگان خیلی خوبی تو انجمنهای مربوط به این بردها پیدا میشه که میتونی ازشون استفاده کنی. من از فایلهای مدل Legacy V2 برای باکس باتری و قطعات پدال استفاده کردم.
برای باکس باتری حتما باید از یک فیلامنت منعطف اما مقاوم مثل TPU گرید 72D استفاده کنی. این متریال باکس رو در برابر ضربات سنگین کاملا نشکن میکنه. تنظیمات پرینت رو روی 6 لایه دیواره بیرونی و تراکم 90 درصد با الگوی ژیروئید (Gyroid) قرار بده.
برای پدالها میتونی از TPU نرمتر (مثل 95A) با تراکم 20 درصد استفاده کنی تا وقتی روش میایستی حس نرم و خوبی زیر پات داشته باشه.
برای روکش روی پدال، میتونی وسط پرینت رنگ فیلامنت رو عوض کنی تا یک طرح دو رنگ جذاب (مثل سبز و مشکی) به دست بیاد. یادت باشه پرینت این قطعات به شدت زمانبره؛ هر باکس حدود 30 ساعت و هر پدال 15 ساعت طول میکشه، پس صبور باش.
در نهایت برای درپوش باکسها نیاز به ورق آلومینیومی داریم. میتونی فایل برش درپوشها رو آماده کنی و بدی با دستگاه لیزر از روی آلومینیوم برات دربیارن.
من از آلومینیوم گرید 6061 با ضخامت 0.125 اینچ استفاده کردم که استحکام فوقالعادهای داره. بعد از تحویل قطعات برشخورده، باید جای پیچها رو با قلاویزهای 2، 3 و 4 میلیمتری قلاویز کنی. موقع قلاویزکاری عجله نکن که رزوهها هرز نشن. وقتی درپوشها آماده شدن، میتونیم بریم سراغ ساخت خود باتری!
تست سلولها و آمادهسازی اولیه باتری
وقتی سلولهای لیتیومی به دستت میرسه، باید ظرفیت دقیق تکتکشون رو به دست بیاری، چون همه سلولها دقیقا یکظرفیت نیستن. برای اینکه باتری در حالت موازی بهترین عملکرد رو داشته باشه، باید مجموع ظرفیت هر جفت سلول در کل پک برابر باشه. برای این کار به یک دستگاه تستر باتری نیاز داری.
پروسه تست خیلی زمانبره، چون هر سلول باید یک بار کامل شارژ و دیسشارژ بشه. دستگاههای تستر معمولا حالت خودکار دارن و فقط کافیه سلولها رو داخلشون بذاری تا کار رو شروع کنن.
تست هر دسته ممکنه بین 4 تا 8 ساعت طول بکشه، پس برای کل سلولها چند روزی درگیر خواهی بود. بعد از پایان تست هر سلول، ظرفیت دقیقش رو با یک شماره با ماژیک روی همون سلول بنویس تا قاطی نشن. ظرفیت نامی سلولها روی دیتاشیت یا بدنه خود باتری بر حسب میلیآمپرساعت نوشته شده، اما ما به ظرفیت واقعیشون نیاز داریم.
وقتی ظرفیت همه مشخص شد، میتونی از ابزارهای آنلاین محاسبه پک باتری (مثل Repacker) استفاده کنی. اعداد رو وارد این ابزار میکنی و سیستم بهت میگه کدوم سلولها رو با هم موازی کنی تا یک پک کاملا بالانس داشته باشی. حتما از لیستی که ابزار بهت میده پیروی کن.
حالا هر جفت سلول رو طوری کنار هم بذار که قطبهای مثبتشون یکطرف باشه و با کمی چسب حرارتی به هم بچسبانشون. بعد از این کار، حتما روی کاغذ یک نقشه چشمی از کل پک بکش تا بدونی قطبهای مثبت و منفی قراره کجای کار قرار بگیرن.
قدم بعدی عایقکاریه. روی تمام قطبهای مثبت، واشرهای چسبی نسوز (Fish paper) بچسبان. برای جلوگیری از اتصالی بدنه، دور نیمی از جفتسلولها رو هم با یک دور از همین کاغذ نسوز بپوشان تا سلولها موقع قرار گرفتن کنار هم به هم ساییده نشن.
حالا طبق همون نقشهای که کشیدی، جفتها رو کنار هم بذار و با چسب حرارتی فیکس کن. موقع چسباندن، چسب کافی استفاده کن تا بلوکها کاملا محکم بشن.
بلوکهای نهایی باید دقیقا شبیه عکسها بشن؛ یعنی یک جفت سلول عایقدار بین هر جفت سلول بدون عایق قرار بگیره. بلوک جلویی و عقبی رو طبق نقشه پیش ببر. حواست باشه چیدمان رو تو باکسها تست کنی تا مطمئن بشی به خوبی جا میشن و اگر نیازی بود کمی زاویهها رو تنظیم کن.
یادت باشه چیدمان همیشه باید به صورت متناوب (مثبت، منفی، مثبت) پیش بره. وقتی از چیدمان بلوکها مطمئن شدی، میتونیم بریم سراغ جوشکاری نقطهای.
نقطهجوش باتری - بخش اول
اولین کار برای جوشکاری، برش دادن ورقهای نیکل به شکل متوازیالاضلاعهای بدون گوشه است؛ طوری که هر ورق بتونه ارتباط بین 4 تا سلول رو برقرار کنه. تو عکس اول میتونی نمونه این برش رو ببینی. یک سری ورق نازک هم برای پینهای بالانسر نیاز داریم که تو مرحله بعدی بهشون میرسیم.
برای یک باتری 32S، به 28 عدد از این ورقهای متوازیالاضلاع نیاز داری. چند تا اضافه هم ببر تا روی سلولهای خراب تمرین کنی. قبل از شروع روی باتری اصلی، حتما دستگاه نقطهجوش رو تست کن تا قلقش دستت بیاد. معمولا توان حدود 45 ژول برای جوش دادن ورقهای نیکل به سلول مناسبه.
برای جوش اصلی به سلولها همون 45 ژول و برای جوش دادن ورق بالانسر به ورق اصلی از توان 43 ژول استفاده کردم. نکته به شدت مهم: وقتی داری روی قطب منفی باتری کار میکنی، هرگز تو دایره 3 میلیمتری مرکز سلول جوش نزن و بین هر بار جوش زدن چند ثانیه مکث کن!
قطب منفی بدنه نازکتری داره و حرارت و فشار زیاد میتونه سلول رو سوراخ کنه. اما برای قطب مثبت محدودیتی نداری و میتونی سریع کار کنی. با توان 45 ژول روی یک باتری خراب تست کن؛ اگر ورق نیکل با دست به راحتی کنده شد، توانت کمه و اگر دیدی جای جوش خیلی برآمده و تیز شده، توانت بالاست.
پرابهای نقطهجوش رو با فاصله چند میلیمتری از هم نگه دار و منتظر یک جرقه کوچیک باش. وقتی از تنظیمات دستگاهت مطمئن شدی، شروع کن به قرار دادن ورقها روی سلولهای اصلی.
طبق نقشهای که داری، ورقهای نیکل رو با دقت روی قطبهای درست قرار بده. من برای اتصال ورق به هر سلول، 3 جفت نقطه (مجموعا 6 نقطه جوش) زدم تا اتصال کاملا محکم و کممقاومت باشه.
وقتی یک سمت بلوکها تموم شد، پک رو برگردان و سمت دیگه رو جوش بده. قبل از هر جوش، حتما چک کن که ورق رو دقیقا بین سلولهای درست گذاشته باشی و اتصالی ناخواستهای پیش نیاد.
بعد از قرار دادن ورق، اگر کوچکترین جرقهای دیدی، یعنی اتصال اشتباهه و داری اتصال کوتاه ایجاد میکنی که میتونه باعث آتشسوزی بشه. فقط حواست باشه اتصالها طبق نقشه به صورت یکیدرمیان پیش بره.
بعد از اتمام کار باید چهار تا بلوک کاملا جوشخورده و تمیز داشته باشی. اگر همهچیز امن و سالمه، آمادهایم تا نیمههای باتری رو به هم متصل کنیم.
نقطهجوش باتری - بخش دوم
تو این مرحله باید ورقهای بالانسر و اتصال بین بلوکها رو انجام بدیم. تعداد ورقهای بالانسر باید برابر با تعداد کل سلولها به علاوه دو باشه (چون پک دوتیکه است و هر تیکه مثبت نهایی خودش رو داره).
برای پک 32 سلولی ما به 34 ورق بالانسر نیاز داریم. این ورقها به قطب منفی هر جفتسلول متصل میشن، به جز آخرین ورق که روی قطب مثبت نهایی قرار میگیره.
برای این ورقها، مستطیلهای کوچیک ببر و یک طرفشون رو کمی گرد کن تا گوشه تیز نداشته باشن. اگر خواستی میتونی برای لحیمکاری راحتتر، یک سوراخ کوچیک هم روشون ایجاد کنی.
روی طرف دیگه ورقها یک شکاف کوچیک با سیمچین ایجاد کن. این شکاف کمک میکنه تا جریان نقطهجوش بهتر هدایت بشه. ورقها رو از وسط خم کن و روی قطب منفی قرار بده.
طوری ورق رو نصب کن که قسمت شکافدار روی سلول بشینه و قسمت سوراخدار به سمت بالا (لبه کناری باتری) بیاد. اینطوری لحیمکردن کابلهای بالانسر خیلی راحتتر میشه. برای جوش دادن این ورقهای کوچیک، توان 43 ژول با 2 تا 3 نقطه جوش کاملا جواب میده.
برای اتصال دو نیمه بلوکها به هم، چهار تا ورق نیکل مثلثی آماده کن که دو تا سلول انتهایی رو بپوشونن و لبهشون به سمت بیرون تا بخوره. بعد با یک نوار ضخیم مسی یا نیکل، بین دو تا از این مثلثها ارتباط برقرار کن و لحیمشون کن. استفاده از نوار مسی نرمتر پیشنهاد میشه، چون موقع تا کردن دو نیمه باتری روی هم، انعطافپذیری بهتری داره.
حالا یک سمت این رابط رو به سلولهای انتهایی نیمه اول جوش بده. قبل از انجام کار نقشه رو دوباره چک کن. بهتره اول به قطب منفی جوش بدی تا بتونی ورق بالانسر همون قسمت رو هم راحت متصل کنی.
بعد از جوش دادن، حتما روی محل اتصال رو با کاغذ نسوز (Fish paper) بپوشان. حالا از یک نفر کمک بگیر تا بلوکها رو به صورت عمودی نگه داره و بتونی سمت دوم رابط رو به بلوک بعدی جوش بدی.
حتما بین دو بلوکی که قراره روی هم تا بشن، یک لایه عایق پلاستیکی مقاوم قرار بده تا تحت هیچ شرایطی به هم اتصالی نکنن. با این کار اتصال بین بلوکها کاملا ایمن برقرار میشه.
در آخر با یک مولتیمتر ولتاژها رو چک کن. وقتی پراب رو از زمین به سمت ورقهای بالانسر حرکت میدی، ولتاژ باید به صورت منظم حدود 3.7 ولت بالا بره. بلوک جلویی رو هم به همین روش کامل کن.
برای اتصال خروجیهای اصلی (مثبت و منفی کل پک و ارتباط باکس عقب به جلو)، از همون ورقهای مثلثی استفاده کن و سیمهای ضخیم سایز 12 AWG رو بهشون لحیم کن و به سلولهای انتهایی جوش بده.
با قرار دادن آخرین ورقهای بالانسر روی این قطبها، کار جوشکاری باتری رسما تموم میشه. فقط حواست باشه همهجا کاغذ نسوز به اندازه کافی استفاده شده باشه.
تکمیل دستهسیمهای بالانسر و نصب BMS
سیمکشی سیستم مدیریت باتری (BMS) ممکنه گیجکننده به نظر برسه، اما اگر ورقهای بالانسر رو دقیق زده باشی خیلی هم راحته. تو این مدار، ماژول اصلی (Master) با یک جفت سیم به ماژول فرعی (Slave) عقب وصل میشه و اون هم به ماژول فرعی جلو ارتباط پیدا میکنه.
روی هر ماژول فرعی یک سوکت 13 پین قرار داره. پین اول به سیم منفی ابتدای پک متصل میشه و پینهای بعدی به ترتیب به ورقهای منفی بعدی لحیم میشن. پین آخر هم به کل پینهای باقیمونده سوکت اتصال کوتاه میشه.
دیاگرامهای سیمکشی دقیقا بهت نشون میدن که کدوم پین باید به کجا وصل بشه. حتما این نقشهها رو برای پک خودت شخصیسازی کن و از روشون جلو برو.
سوکتهای JST-PH سیزده پین رو در محلی که قراره بردهای فرعی نصب بشن قرار بده و طول سیمها رو تنظیم کن. ترتیب سیمها به شدت مهمه؛ یک اشتباه کوچیک میتونه BMS رو بسوزونه.
سیمها رو با دقت از کنار پک عبور بده و به ورقهای بالانسر لحیم کن. استفاده از سیمهای رنگارنگ خیلی کمک میکنه تا اشتباه نکنی، کاری که من انجام ندادم و کارم رو یکم سخت کرد!
بعد از اتمام لحیمکاری، با مولتیمتر ولتاژ پایههای سوکت رو یکییکی به ترتیب چک کن. ولتاژ باید از پایه صفر (GND) تا پایه آخر، پلهپله (حدود 3.5 تا 3.7 ولت) زیاد بشه تا به ولتاژ نهایی پک برسه.
برای امنیت بیشتر میتونی چند تا ترمیستور هم روی بدنه باتریها بچسبانی و سیمهاشون رو به سوکت 2 پین JST روی ماژول فرعی وصل کنی تا دمای باتری به درایور گزارش بشه.
وقتی ولتاژگیریها تموم شد و خیالت راحت شد، کل پک رو محکم با نوار چسب نسوز کاپتون بپیچ. من یک تا سه لایه چسب دور کل کار کشیدم تا هیچچیزی لق نزنه. استفاده از وارنیش حرارتی بزرگ هم ممکنه، اما ممکنه پک رو بیشازحد ضخیم کنه. هدف اینه که پک باتری کاملا یکپارچه و عایق بشه و هیچجای تیزی برای اتصالی کردن وجود نداشته باشه. خسته نباشی! سختترین و پیچیدهترین بخش پروژه یعنی ساخت باتری به پایان رسید.
جانمایی و چیدمان الکترونیکی
کابلکشی و مدیریت سیمها (مرحله قبل از روشن کردن)
سیمکشی درایور VESC از نظر فنی سخت نیست، اما توضیح دادنش کمی پیچیدهست. بهترین راهنما برای این کار، استفاده از دیاگرامهای استانداردی هست که به صورت اختصاصی برای نصب VESC روی وانویل طراحی شدن.
من تو تصویر اول یک دیاگرام جامع قرار دادم که تمام اتصالات رو نشون میده. در این مرحله اصلا به اتصالات باتری و BMS کاری نداشته باش. فقط روی وصل کردن کابلهای سیگنال، موتور و چراغها تمرکز کن.
توی نقشه، رنگ قرمز به معنی قطب مثبت و مشکی قطب منفیه. رنگهای دیگه مثل آبی، برای سیمهای عمومی مثل سیمهای فاز موتور استفاده شدن.
سیم سفید سوکت موتور مربوط به سنسور دماست. تمام این سیمها با استفاده از سوکتهای JST-GH به درایور اصلی وصل میشن. کافیه نقشه رو قدمبهقدم دنبال کنی.
حتما تو این مرحله یک بار درپوش باکسها رو به همراه باتریها به صورت آزمایشی ببند تا ببینی سیمها به خوبی از شیارها رد میشن و طولشون مناسبه یا نه. همیشه بلند بودن سیمها بهتر از کوتاه بودنشونه.
سیمهای مربوط به دکمه پاور رو هم وصل کن. برای راهاندازی چراغها، باید پین کنترل ماژول کاهنده ولتاژ (DC/DC) رو با یک مقاومت 220 اهم به زمین (GND) وصل کنی تا مدار فعال بشه. خروجی 12 ولت این ماژول هم برای روشن کردن نوارهای الایدی استفاده میشه. اگر از روی نقشه پیش بری، هیچ سیمی جا نمیمونه. وقتی تمام سیمها از جمله سوکت شارژر رو متصل و مرتب کردی، آمادهایم تا باتری رو وارد مدار کنیم.
اتصال باتری به مدار و شارژ اولیه خازنها
رسیدیم به لحظه هیجانانگیز کار. اول کابل اصلی ارتباطی بین پک جلو و عقب رو با سوکتهای بولت 5.5 میلیمتری متصل کن. بعد ماژولهای BMS رو سر جای خودشون قرار بده و کابلهای 13 پین رو به همون ترتیبی که آماده کردی بهشون متصل کن. همچنین کابلهای مثبت و منفی اصلی رو به پورت شارژ روی BMS با سوکت XT30 وصل کن. تو این مرحله نباید هیچ جرقهای ببینی.
حالا شارژر رو به برق بزن. ولتاژش رو روی حدود 80 درصد ظرفیت نهایی باتریت تنظیم کن (مثلا 132 ولت برای باتری 32S) و آمپر رو روی کمترین حالت ممکن بذار.
شارژر رو به سوکت شارژ دستگاه متصل کن. اگر همهچیز درست باشه، چراغهای BMS روشن میشن. حالا اپلیکیشن VESC Tool رو باز کن تا بتونی از طریق بلوتوث به برد متصل بشی.
توی بخش BMS نرمافزار، باید بتونی ولتاژ تکتک سلولها رو ببینی. اگر دیدی ولتاژ نیمه دوم سلولها یک عدد عجیب و خیلی بالاست، نگران نباش؛ این یعنی کابل ارتباطی بین دو برد فرعی BMS رو برعکس زدی. جای سیمها رو عوض کن تا درست بشه.
وقتی خیالت از بابت ولتاژ سلولها راحت شد، سوکت ترمیستورها رو هم وصل کن. حالا باید کابلهای اصلی خروجی باتری رو به مدار وصل کنیم، اما اینجا یک نکته به شدت حیاتی وجود داره!
سیم منفی رو میتونی متصل کنی، اما هرگز سیم مثبت رو مستقیم به درایور و ماژول کاهنده ولتاژ وصل نکن. خازنهای بزرگ این قطعات باید به آرومی شارژ بشن (Precharge)، وگرنه جرقه بسیار شدیدی میزنن که میتونه سوکت و برد رو خراب کنه.
برای این کار، چند تا مقاومت (بین 220 تا 1000 اهم) رو با هم موازی کن تا یک مقاومت قوی ساخته بشه. یک سر این مقاومت رو به سیم مثبت باتری و سر دیگهاش رو به پایه مثبت ماژول متصل کن.
حدود یک دقیقه صبر کن تا خازنها از طریق این مقاومت به آرومی پر بشن. بعد سریع مقاومت رو بردار و سوکت اصلی رو جا بزن. اگر جرقه خیلی ضعیفی زد طبیعیه.
همین کار رو برای درایور اصلی هم انجام بده، فقط مقاومت رو به جای یک دقیقه، حدود 3 دقیقه نگه دار. حالا وقتی دکمه پاور رو بزنی، دستگاه باید با یک بوق روشن بشه.
اگر دستگاه روشن شد، یعنی تمام اتصالات درسته و آمادهایم برای بستن شاسی. برای خاموش کردن هم کافیه دکمه پاور رو یک یا دو ثانیه نگه داری.
مونتاژ نهایی شاسی و قطعات بدنه
مونتاژ کردن این دستگاه دقیقا شبیه باز و بسته کردن یک وانویل معمولیه. اول یک لایه فوم نرم و نازک روی باتریها بذار تا موقع بسته شدن درپوشها تحت فشار نباشن و به خوبی عایق بشن.
درپوش رویی به درایور اصلی متصل میشه، پس دقت کن که محکم باشه. پیچهای M3 درپوش باید از سمت پایین باکس بسته بشن تا سر پیچها با سطح بالایی کاملا همسطح دربیاد.
وقتی درپوشها بسته شدن، یکی از ریلهای آلومینیومی بدنه رو با 4 تا پیچ کوتاه M4 به باکسها پیچ کن. موتور رو داخل شاسی قرار بده، براکتهای فلزیش رو ببند و کابلش رو به سوکت مخصوصش روی باکس متصل کن.
اگر تا الان کابلهای ارتباطی بین باکس جلو و عقب رو مرتب نکردی، الان وقتشه. ریل دوم رو هم نصب کن و بامپرها (ضربه گیرها) و پدالها رو با پیچهای M4 سر جاشون محکم کن.
یادت باشه پدال جلویی همون پدالیه که سنسور فشار داره و باید کابلش رو به درایور وصل کنی. موقع بستن پیچهای پدال زیاد فشار نیار که هرز نشن، اما پیچهای ریل و موتور رو باید حسابی سفت کنی تا موقع سواری ایمن باشن. حالا دستگاهت کامل سوار شده و فقط یک قدم تا سواری فاصله داری!
کالیبراسیون و تنظیمات نرمافزاری در VESC Tool
دکمه پاور رو بزن تا برد روشن بشه، بعد دوباره با اپلیکیشن VESC Tool بهش متصل شو. اول از همه باید ظرفیت باتری رو تعریف کنیم. ظرفیت پک موازی برابر با مجموع ظرفیت تکتک سلولهاست. مثلا من سلولهای 4500 میلیآمپری داشتم که در حالت 2P شدن 9000 میلیآمپر (یا 9 آمپرساعت).
اگر از همون پک 32S استفاده کردی، تنظیمات ولتاژ رو طبق روال پیشفرض رها کن. اما اگر از سلولهای کمتری استفاده کردی، باید ولتاژها رو بر اساس تعداد سلولهای سری، محاسبه و وارد اپلیکیشن کنی.
از منوی اصلی، گزینه Motor Direction رو بزن و دستورالعملها رو دنبال کن تا مطمئن بشی موتور تو جهت درستی میچرخه. برای تنظیمات پیشرفته درایور، میتونی از پکیجهای مخصوص وانویل مثل Refloat استفاده کنی تا رفتار دستگاه برای حفظ تعادل کاملا بهینه بشه.
مهمترین بخش، کالیبره کردن ژیروسکوپ یا همون IMU دستگاهه. وانویل رو روی یک سطح کاملا تراز و بدون حرکت قرار بده و از داخل اپلیکیشن نقطه صفر دستگاه رو تنظیم کن. اینطوری برد میفهمه که حالت افقی دقیقا تو چه زاویهای قرار داره.
برای فعال کردن نوارهای الایدی هم میتونی از تنظیمات درایور (بخش Aux Pin)، فرمان روشن یا خاموش شدن اتوماتیک رو صادر کنی.
در نهایت، سنسورهای پدال جلو رو با دست فشار بده و تو صفحه اپلیکیشن چک کن که هر طرفی رو فشار میدی، همون طرف تو گوشی آبیرنگ بشه. اگر همهچیز درست بود، دستگاه آماده حرکت است!
اولین سواری و تست خیابانی
اگر تا حالا سوار وانویل نشدی، اصلا عجله نکن. اول کنار یک دیوار یا نرده تمرین کن تا قلق حفظ تعادل کاملا دستت بیاد. اما اگر حرفهای هستی، وقتشه که از قدرت بینظیر این وسیله نقلیه هیجانانگیز لذت ببری.
این دستگاه به خاطر باتری دستساز و پرظرفیتی که براش ساختی، برد فوقالعادهای داره و میتونه حدود 60 کیلومتر رو با یک بار شارژ طی کنه. برای مسیرهای شهری عالیه و تو ترافیک، سریعتر از ماشین به مقصد میرسی. به علاوه، تو مسیرهای آفرود خاکی هم به خاطر گشتاور بالای موتور، حسابی بهت خوش میگذره.
یک نکته مهم برای افزایش طول عمر باتری: همیشه ولتاژ شارژر رو حدود یک ولت کمتر از حداکثر ولتاژ باتری تنظیم کن و با جریان ملایم (مثلا 2 آمپر) شارژش کن. این کار باعث میشه سلولها تو سالمترین حالت خودشون بمونن.
امیدوارم از ساخت این وسیله نقلیه قدرتمند لذت برده باشی. اگر حین ساخت یا تنظیمات به مشکلی خوردی، حتما به انجمنهای تخصصی VESC سر بزن تا جواب سوالات رو پیدا کنی. با آیسیمدار همراه باش تا با هم پروژههای خفنتری بسازیم؛ کلاه ایمنی یادت نره!
فایلهای پیوست
تو میتونی اولین سازنده باشی!
اگه پروژه رو ساختی به اشتراک بزار و اعتبار هدیه بگیر
این آموزش با استانداردهای اختصاصی آیسیمدار بازنویسی و بهینهسازی شده و تمامی حقوق انتشار آن متعلق به این مجموعه است و در صورت کپی یا بازنشر پیگرد قانونی خواهد داشت.








































گفتگوهای کاربران
هنوز نظری ثبت نشده؛ تو شروع کن!
هنوز نظری ثبت نشده؛ تو شروع کن!